محمد مهريار

475

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

« سم » و « خم » و « دم » مىگوييم در صورت كهن‌تر « سمب » و « خمب » و « دمب » بوده است . و به حكم قانون تطور اين واژه‌ها تخفيف يافته و به صورت حاضر درآمده است ، ولى چون در نام ديه‌ها ديده مىشود به حكم اينكه قديم هستند صورت قديم نام را هم در خود حفظ مىكنند . بنابراين در واژه‌هايى مثل ، سمبولى و كمبوان ( قمبوان ) همان صورت « سمب » و « كمب » حفظ مىشود . « 1 » چون جزء اول دانسته شد بايد به معنى آن نيز توجه كنيم در فرهنگها واژهء « سمب » و « سم » را هم به معناى سم حيوانات گرفته‌اند و هم آن را به معناى غار كوهستانى و مخصوصا توضيح داده‌اند كه مقصود از غار نه غار طبيعى است كه ناقواره و ناهنجار باشد ، بلكه غارى است كه اصلاح شده باشد و در كوهستان تراشيده شده باشد كه انسان بتواند در آن بماند . « 2 » و اما جزء دوم « اولى » پسوند اتصاف و شباهت است به اين توضيح كه « آل » و « آله » و « اوله » و « اولى » همه معناى شباهت را به كلمه اضافه مىكنند . « 3 » بنابراين معناى آن چنين مىشود زيستگاه و يا ديه و خانه‌اى كه ( به معناى اوسع جايگاه ) كه غارمانند است و يا به غار شباهت دارد بنابراين سمبولى يعنى ديه و يا خانهء غارمانند است . مىتوان انديشيد كه خود بنيانگران آن از ابتدا آن را به عنوان استحقار چنين خوانده‌اند و بعد ديگر روى آن مانده است . سمسان Sems n سمسان كه در تداول عامه سمسون تلفظ مىشود ديه نسبتا بزرگى است كه در جمع ديه‌هاى دهستان گركن از شهرستان لنجان به حساب آمده است . در سال 1345 ، اين ديه 353 نفر جمعيت داشته است . « 4 » و امروز البته جمعيت آن بيشتر است و خود آن ديه و بلوكى كه در آن واقع شده است نخست به علت الحاق آب كوهرنگ به زاينده‌رود و دو ديگر به سبب ريشه‌كن شدن مالاريا و ترقى وجدان بهداشتى مردم و بالا رفتن بنيهء اقتصادى و سرانجام

--> ( 1 ) - ن . ك . به : واژهء كمبوان در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ذيل همين واژه . ( 3 ) - ن . ك . به : لغت‌نامه ذيل واژهء آل و اوله و إله و امثاله . ( 4 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 41 .